![]() |
![]() |
|
| سرنوشت من شاید آرزو های نوشته شده روی تکه کاغذی باشد در جیب دختر بچه ای! |
|
i
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:40 توسط سعید |
|
|
"گفته بودم می نویسم تا فراموش نشوم...
فراموش نکنم کار هایی که باید بکنم..." انتخابات نزدیکه... من هرگز به میر حسین رای نمی دم .......................................................... بعد نوشت: به خاطر اصرار دوستان حرفمان را برعکس میکنیم: "نگفته بودم نمی نویسم تا فراموش بشوم... فراموش بکنم کار هایی که باید نکنم..." انتخابات دور شد... من حتما به میر حسین رای می دم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:37 توسط سعید |
|
|
می نویسم تا فراموشم نکنم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 4:9 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 |
|
RSS
|